سیمای کشاورزی حفاظتی در جهان

دکتر محمد اسماعیل اسدی(استادیار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان)
مهندس لیلا حبیبیان(محقق مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان)
کشاورزی حفاظتی (کشاورزی بدون دستکاری خاک) در سال 1999 تقریباً در حدود45 میلیون هکتار از اراضی جهان بکار گرفته شد و در سال 2003 به حدود 72 میلیون هکتار، در سال 2009 به مرز 111 میلیون هکتار و در سال 2015 به مرز 180 میلیون هکتار افزایش یافت. نرخ رشد سالیانه ی آن حدود 6 میلیون هکتار بود. سریعترین میزان رشد آن در آمریکای جنوبی بود، به طوریکه تعدادی از کشورهای این قاره از این نوع کشت در حدود 70 درصد از کل مناطق تحت کشت خود استفاده کردند.

برخلاف کشورهایی مثل ایالات متحده آمریکا که در مزارع تحت کشت آنها به روش بی خاک ورزی، هرچند وقت یکبار عملیات خاک ورزی صورت می گیرد، در بیش از دو سوم مناطق تحت کشت این سیستم کشت در جنوب آمریکا عملیات خاک ورزی به طور دائم و همیشگی صورت نمی گیرد. درواقع در این مناطق، خاک هرگز شخم نمی‌خورد.گسترش سیستم های بی خاک ورزی در بیش از 180 میلیون هکتار در سرتاسر جهان، نشان دهنده  سازگاری بالای این سیستم ها با انواع اقلیم ها، خاکها و شرایط زراعی می باشد.

امروزه کشاورزی حفاظتی در نواحی مختلفی، از مدار قطب شمالی تا مناطق گرمسیری و تا عرض جغرافیایی جنوبی 50 درجه، از سطح دریا تا ارتفاعات 3000 متری و از مناطق بسیار باران خیز با بارندگی 2500 میلیمتر در سال تا مناطق بسیار خشک با بارندگی تنها 250 میلیمتر در سال، اجرا می شود. زراعت بدون دستکاری خاک که یکی از ارکان کشاورزی حفاظتی می باشد، روشی برای بهینه ساختن بهره وری نهاده های تولید از جمله آب مصرفی کشاورزی و خدمات اکوسیستمها عرضه می نماید و فوائد بسیار زیادی در زمینه ی اقتصادی، محیطی و اجتماعی برای تولید کنندگان و جامعه در بردارد.

در عین حال، زراعت بی خاک ورزی شرایطی فراهم می نماید تا کشاورزی قادر به پاسخگویی در مقابل برخی چالش‌های جهانی از جمله تغییرات اقلیمی، کمبود آب، تخریب های محیطی و اراضی و همچنین افزایش هزینه‌های غذا، انرژی و نهاده های تولید باشد. شناسایی کشاورزی بی خاک ورزی در سطحی گسترده به عنوان یک سیستم حقیقی پایدار پس از حل مشکلات مربوط به انتخاب و اجرای آن، باید تضمینی باشد مبنی بر انتشار فن آوری بدون خاک ورزی و روش های مربوطه از جمله پوشش آلی خاک و تناوب زراعی در مناطقی که هنوز انتخاب این روش به ندرت صورت می گیرد.

انتخاب گسترده این روش در سطح جهانی، همچنین نشان می دهد که کشاورزی حفاظتی را هیچگاه نمی توان به عنوان یک روش موقتی و زود گذر در نظر گرفت، در عوض به خاطر تلاش‌های زیاد کشاورزان، این سیستم به عنوان یک روش زراعی و همچنین روشی متفاوت در زمینه مدیریت پایدار اکوسیستم های زراعی جایگاه خود را به دست آورده ، به طوریکه دانشمندان، محققین، افراد دانشگاهی، کارشناسان ترویجی، کشاورزان و در سطحی بالاتر سازندگان و تولید کنندگان تجهیزات و ماشین های کشاورزی و سیاستمداران نمی توانند مزایای آن را نادیده بگیرند.
گسترش سریع مناطق تحت کشت بی خاک ورزی از 45 میلیون هکتار در سال 1999 تا 111میلیون هکتار در سال 2009 و تا حد 180 میلیون هکتار در سال 2015 نشان دهنده افزایش علاقه کشاورزان به استفاده از این فن آوری می باشد. برتری این سیستم نسبت به روش های خاک ورزی عمیق و ناپایدار، از نظر عواملی چون صرفه جویی در میزان آب مصرفی، زمان، نیروی کارگر و سوخت، همچنین بازدهی بالای اقتصادی انگیزه های اصلی برای گسترش این سیستم بوده اند. تمام محصولات زراعی را می توان به آسانی و به اندازه کافی در سیستم NT تولید نمود، تا آنجاییکه برخی محققین اظهار می دارندتاکنون هیچ محصولی وجود نداشته که نتوان آن را تحت شرایط این سیستم پرورش داد، حتی محصولات زراعی ریشه ای و غده دار نیز به این روش تولید می شوند.

از جمله موانع اصلی انتخاب این روش که هنوز هم وجود دارد، می توان به دانش چگونگی اجرای آن، طرز تفکر (سنت و تعصب)، سیاست های نامناسب مانند کالاهای یارانه‌دار (در اتحادیه اروپا و آمریکا)، دسترسی به ماشین های مناسب (بسیاری از کشورهای جهان نظیر کشورهایی مثل چین با اراضی کوچک و سطوح عملکرد بالا) و همچنین دسترسی به علف کش های مناسب برای مدیریت آسان و مناسب علفهای هرز (به ویژه در کشورهای در حال توسعه) اشاره نمود این موانع و مشکلات نه تنها باید توسط کشاورزان از میان برداشته شود، بلکه دانشمندان، محققین، کارگران توسعه، استادان دانشگاه، سیاستمداران و کلیه سرمایه گذارانی که در صنعت کشاورزی دخیل هستند اگر انتخاب این روش و استفاده گسترده از آن مد نظر آنها می باشد نیز باید به حل این مشکلات بپردازند.

انتخاب گسترده ی سیستم بی خاکورزی در طیف وسیعی از شرایط مختلف اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی در بیش از 110 میلیون هکتار از اراضی سرتاسر جهان نشان می دهد که این سیستم می تواند تحت شرایط بسیار متنوع و گسترده اجرا شود. انتخاب هرچه سریعتر این سیستم تولیدی پایدار باید به منظور تبدیل فرآیند تخریب خاک به شرایط تقویت و افزایش تدریجی بهبود و سلامت خاک، همچنین باروری و ظرفیت حاصلخیزی آن مورد حمایت قرار بگیرد. فن‌آوری‌های های بدون شخم دارای پتانسیل زیادی برای افزایش محتوی ماده آلی خاک و ترسیب کربن می باشند و باعث ایجاد و حفظ ساختار مناسب خاک در مقایسه با سیستم های خاک ورزی عمیق می شوند، درواقع درمورد سیستم‌های اخیر شرایط کاملاً برعکس است.